![]() |
![]() |
|
| جايي براي نقد تئاتر و سينما و كتابها و آدمها و زمان و مكان و حتي خودمان!!!! |
|
مطلبی روی وبلاگ گذاشتهبودم که بهناچار حذفش میکنم. این حذف بهدرخواست دوست عزیزی بود که چون احترام بسیاری براش قائلم، خواستهاش رو با کمالمیل میپذیرم. مطلبی رو که نوشتهبودم خیلی دوست داشتم و امیدوارم فرصتی پیش بیاد که دوباره بتونم راجع به موضوعش باهاتون صحبت کنم. فعلاْ تا اطلاع ثانوی همچنان از بیانات جناب ملکالشعرا مستفیض شید تا ببینیم چی پیش میآد!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 14:23 توسط مينا دروديان |
|
|
یک شعر بسیار پندآموز از ملک الشعرا بهار: ايـن دود سيه فام كه از بام وطـن خاست از ماست كه بر ماست وين شعلهی سوزان كه بر آمد زچپ و راست ازماست كه برماست جـــان گــــر به لب ما رســد،ازغـــير نناليـم با كـــس نسـگاليم از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست از ماسـت كه بر ماسـت ما کهنه چناریم که از باد ننالیم بر خاک ببالیم لیکن چه کنیم، آتش ما در شکم ماست از ماست که برماست اسلام گر امروزچنين زار و ضعيف است زين قوم شريف است نه جــرم ز عيسي نه تعدي ز كليساست از ماست كه بر ماسـت گـوئيم كه بــيدار شــديم،اين چه خيـالیســت؟ بيداري ما چيست؟ بيداري طفلي است كه محتاج به لالاست از ماست كه بر ماست |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 0:39 توسط مژگان غفاري شيروان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست تئاتر سینما نقد خودمون رمان مستند نمایشنامه ترجمه تلویزیون فرهنگ |
| نویسندگان |
|
مژگان و مينا مينا دروديان مژگان غفاري شيروان |
|
RSS
|