تبليغاتX
كارگاه نقد « ام به توان دو »
جايي براي نقد تئاتر و سينما و كتابها و آدمها و زمان و مكان و حتي خودمان!!!!

درووووود:)

با مانی يه فيلم مستند خیلی جالب ديدم كه درباره ي برنده ي يكي از جوایز X Prize  به نام Ansari X Prize (این همون انصاری فارسیه؟ گویا اسپانسر این جایزه خانواده ای به اسم انصاری بودن) در سال ۲۰۰۴بود.

فکر کنم اول باید توضیح بدم که جریان این جوایز اصلا چیه؟ 

X Prize یه بنیادیه که برای نوآوری های خاصی تو چند تا موضوع خاص که اعلام کرده جوایز بالایی تعیین کرده. برای اطلاعات کامل تر میتونین به سایت X Prize مراجعه کنین.

فکرشم نمی تونین بکنین که این جایزه ی انصاری چقدر بوده؟ درست ۱۰ میلیون دلار!!!! بزرگ ترین میزان جایزه در تاریخ! این جایزه قرار بود به شخصی (یا تیمی اما به هرحال باید یک فرد یا گروه خصوصی و غیردولتی باشه) که فضاپیمایی را بسازد و به آسمان بفرستد که قادر به حمل ۳ سرنشین باشد و آنها را تا ۱۰۰ کیلومتر در فضا بالا ببرد و در ضمن فضاپیما یک بار مصرف هم نباشد و تا دو هفته بعد یک بار دیگر هم همین تجربه را تکرار کند.

اهمیت انجام این کار این بود که با موفق شدن یک گروه خصوصی در این کار دید بشر نسبت به سفر فضایی کلا تغییر کرد و حالا دیگه مردم سفر شخصی به فضا رو از محالات نمی دونند. (این کار قبلا انجام شده بود اما فقط و فقط با هزینه ها ی دولتی و تکنولوژی تحت نظارت دولت ... حواستون هست که سال هاست اولین بشر پا روی کره ی ماه گذاشته ولی امکان سفر شخصی هنوز از محالات بود.)

۲۶ تیم از ۷ کشور تو این رقابت شرکت می کنن و خلاصه Burt Rutan طراح فضاپیما و Paul Allen سرمایه گذار  کار اون (اون طوری که مانی می گفت این آدم شریک بیل گیتس و دومین شخص پولدار جهانه!) این جایزه رو می برن. فضاپیما طوری طراحی شده بود که تا فاصله ی زیادی از زمین (نزدیک به انتهای جو) توسط یه هواپیمای خاص برده می شد و بعد از اونجا رها می شد و بعد از مدتی موتور خودش روشن می شد ...

 

تصويري از سفينه برنده جايزه به همراه هواپيماي حمل كننده ي آن

تصویری از فضاپیمای برنده به همراه هواپیمای حمل کننده اش

 

فیلمو شبکه تلویزیونی discovery ساخته بود و مراحل مختلف پیشروی در ساخت و آزمایش اون فضاپیما رو نشون می داد و به نظرات و احساسات آدم های مختلف دخیل در پروژه هم می پرداخت. البته مستند علمی قابل توجهی شاید نبود (به قول مانی) اما وقایع نگاری به وقوع پیوستن یک اولین بود و این خودش به اندازه ی کافی مهمش می کرد. خیلی جاها فیلم برداری محشر و غریب بود. در مورد فیلم برداری از سفینه از بیرون من دچار حیرت بودم که چطور این کارو انجام دادن؟؟؟! (یه جورایی یاد فیلم Aviator و تلاش های هاوارد هیوز برای فیلم برداری هاش افتاده بودم بدون اینکه به این فکر کنم که تکنولوژی از اون موقع تا الان چه قدر تغییر کرده!!) ولی یه جواب خیلی ساده داشت: فیلم برداری با تلسکوپ!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:49  توسط مژگان غفاري شيروان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وقتی اد نورتون عزیز یه فیلم مستند درباره‌ی اوبامای عزیز می‌سازه
دکتر سروش : جمع شدن مریدان قاتل روح آدمی است
نقد منشور تئاتر ايران (فرهاد مهندس پور)
منشور تئاتر ايران!!!!!
سلمان رشدي : من حرامزاده ي تاريخ ام.
متن كامل ترجمه ي آخرين رمان ترجمه شده از ماركز (خاطره ي دلبركان غمگين من)
سيمون دوبوار، فيلسوف رهايي زنان
بلندترين فيلم سينمايي براساس رمان مارسل پروست
عمل روایت (از سایت دیباچه)
شیوه ی نگارش فارسی (داریوش آشوری)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
آذر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
سیاست
تئاتر
سینما
نقد خودمون
رمان
مستند
نمایشنامه
ترجمه
تلویزیون
فرهنگ
نویسندگان
مژگان و مينا
مينا دروديان
مژگان غفاري شيروان
پیوندها
کســـی به سرهـــنگ نامه نمي‌نويسد(مینا درودیان)
واژه دلتنگ سکوت(مژگان غفاری)
نازلی دبیدیان
مقصود صالحی
زینگول نامه ی نوین
نوشتن، همین و تمام(امین عظیمی)
مهسا نیکدل
شهرنوشت ها
صحنه نوشت ها
سینماتوگراف
صد فیلم
This Is The Life Untitled for Ever
مهران مرتضايي
از رنجي كه مي بريم
نامه هاي ايروني
سينما
در گوش باد (افشين عموزاده ليچايي)
جايزه‌ي ادبي روزي روزگاري
وبلاگ هاي به روز شده
سبزاندیش (در ویکی سبز با هم می اندیشیم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM